دیالوگ های خنده دار مجموعه کلاه قرمزی

Asemooni.com

kolah-ghermezi-funny-dialogue

مجری: پسرعمه میخوای این شکلاتو بهت بدم؟

پسرعمه: ای بابا آقای مجری شما که میدونی من حالم از این غذاهای مضر بهم میخوره،ولی به این التماسی هم که تو چشمای شماس نمیتونم “نه” بگم،چشم شکلاتو قبول میکنم

مجری: نمیدمش بهت،این شکلات فقط مال وقتیه که درساتو خونده باشی

پسرعمه: منم رفته بودم کتابخونه که درسامو بخونم دیگه!

مجری: کتابخونه بودی یا استخر؟

پسرعمه: کتابخونه

مجری: پس چرا مایو پاته؟

پسرعمه: آخه میخواستم غرق درس خوندن شم!

مجری: میدونی وقتی دروغ میگی دماغت دراز میشه؟

پسرعمه: فدای سرت،خواستم برم دانشگاه عملش میکنم!

مجری: ینی پینوکیو آخرش آدم شد تو نشدی!

پسرعمه: اون یه فرشته مهربون پیشش بود انگیزه داشت،من بدبخت دارم با گاو و گوسفند زندگی میکنم،همینی که هستم هم از سرتون زیاده!

****************************************

آقای مجری: دختر همسایه اومده اینجا بخوابه چون برقشون قطع شده!

فامیل دور: من یه سوآری برام مطرح شده آی مجری مگه اینا توی روشنایی میخوابن!! برقشون قطع شده میاد پایین میخوابه؟؟

پسرعمه: اینا همَه بهانه اینو ول کنی همش اینجا پلاسَ

****************************************

فامیل(با عجله): بدبخت شدیم!

پسرعمه: مگه قبلاٌ خوشبخت بودیم!؟

فامیل: بدبخت تر شدیم!

همساده: کاکو از نظر فیزیولوژیکی امکان نداره من بدبخت تر از اینی که هستم شم!

فامیل: ای بابا چرا انقد بحث میکنین!؟ آقای مجری فهمیده کیک تو یخچال رو خوردیم داره میاد سراغمون!

پسرعمه: باز ما یه چیزی تو این خونه خوردیم باید تا یه هفته خفت بکشیم!

فامیل: همساده تو که روزی ۱۲بار کتک میخوری بیا اینو هم گردن بگیر!

(مجری میاد)

همساده: آقو تقصیر منه!

مجری: چی؟

همساده: هرچی شما بگی،شکست سنگین برزیل به آلمان،اختلاس ۳هزار میلیاردی،جنگ جهانی دوم…

مجری: پس کیک رو کی خورده؟ پسرعمه تو خوردی؟

پسرعمه: ای خدا این داره میگه جنگ جهانی تقصیر منه شما هیچی بهش نمیگی بعد واس خوردن یه کیک ۷تومنی به من گیر میدی؟؟

****************************************

مجری: بچه ها…هم شیرینی خریدم،هم شکلات،هم بستنی

بچه ها: به به…

مجری: ولی هیچکدومو بهتون نمیدم!

پسرعمه: ای بابا این دیگه چه حرکتیه؟…ما کلی آنزیم آزاد کردیم،جواب هیپوتالاموس مارو کی میده؟

مجری: فقط به یه شرط اینارو بهتون میدم،باید بگین گلای گلدون منو کی خورده

فامیل: این کره خر!

جیگر: من گل نمیخورم! من گل نمیخورم! من گل نمیخورم!

فامیل: تا حالا فکر میکرد جیگره،حالا حتماٌ فکر میکنه بوفونه!

پسرعمه: گابی جان برو و با یه اعتراف شجاعانه مارو به سعادت رسون!

مجری: گابی که دیروز نبود

فامیل: آقای مجری گاوه دیگه…هر کاری ازش برمیاد

مجری: پس فقط تو موندی ببعی…

ببعی به فامیل: دَدی ددی دستم به دامنت…یه کاری بکن!

فامیل: سیرداغ ببینم،دستتو توی دامنم هم بکنی نمیتونم کاری واست بکنم!

****************************************

کلاه قرمزی: آقای مرجی،چی شد شما کچل شدی؟

مجری: از بس که فکر کردم

کلاه قرمزی: اگه به فکر کردن بود که پسرعمه زا جان باید عین نارگیل میشد!

مجری: پسرعمه هم وقتی بزرگ شد اگه زیاد فکر کنه کچل میشه

کلاه قرمزی: ینی منم بخوام واس درس خوندن فکر کنم کچل میشم؟

مجری: آره ولی اینو بهونه نکن واس درس نخوندن،بزرگ که شدی میری مو میکاری

کلاه قرمزی: شما که ۲۰میلیون باید خرج مدرسه و دانشگام کنی ۲۰میلیون هم خرج کاشت مو میشه ۴۰میلیون،خب ۳۰میلیون بده ترک تحصیل میکنم میرم مدرک بخرم دیگه!!

مجری: فکر میکنی با مدرک تقلبی بهت کار میدن!؟

کلاه قرمزی: مگه با مدرک اصل میدن!؟

****************************************

مجری: فامیل دور این برگه چیه دستته؟

فامیل: لیست کلاساییه که بچه م رو توش ثبت نام کردم،نوشتم که ساعتاشون یادم نره

بده ببینم…زبان انگلیسی؟ برنامه نویسی کامپیوتر!؟ فیزیک هسته ای!!!!؟ اینا چیه!؟

فامیل: آقای مجری این بچه همسایه الفبا رو یاد گرفته نمیدونی ننه باباش چه پزی میدن! میخوام روشون رو کم کنم!

مجری: پس این بچه کی باید بچگی کنه!؟

فامیل: از هفت تا هفت و نیم کلاس نداره،میتونه اونموقع بچگی کنه! تازه واس آینده ش هم خوبه،مثل من آس و پاس نمیشه

مجری: ینی چون تو نتونستی به جایی برسی این بچه حتماٌ باید دکتر مهندس شه!؟

فامیل: خدا نکنه! دکتر مهندسا که همه بیکارن! من میخوام بچه م کلاهبردار شه!

****************************************

آقو به ما گفتن برو خبر مرگ پدر همسایه رو بده

ما رفتیم گفتیم : بابات هست ؟

گفت نه شب میاد

ما هم گفتیم : بشین تا بیاد

****************************************

آقای مجری: این پشت منو بخارون

عزیزم: با دست خودتون یا با دست خودم

آقای مجری: با دست شما دیگه

عزیزم: با دست چپم یا با دست راستم

آقای مجری: با با دست راستت

عزیزم: با انگشت اشارم یا با انگشت شصتم؟

میخوای با شیئ خارجی بخارونم

شیئ خارجی نوک تیز بیارم یا نوک گرد

آقای مجری: یه چیزی بیار دیگه

عزیزم: چاقو بیارم یا چنگال

آقای مجری: شما قسمت بعدی برنامه رو ببینید

****************************************

مجری: پسرعمه تو از چه جمله ای بیشتر از همه بدت میاد؟

پسرعمه: “پسرعمه زا سرت تو برگه خودت باشه”

مجری: مگه سرتو تو برگه این و اون میکنی!؟

پسرعمه: چک میکنم ببینم این طفلکی ها اشتباه ننوشته باشن!

مجری: تو که خودت صفر میشی چجوری میفهمی اونا اشتباه نوشتن یا نه!؟

پسرعمه: نگاه میکنم اگه طرف مثل من نوشته بود بهش میگم اشتباه نوشتی!

مجری: خب وقتی خودت میدونی اشتباه نوشتی چرا درستش نمیکنی!؟

پسرعمه: آی بابا…شما مگه نمیگی سرتو تو برگه کس دیگه ای نکن!؟

مجری: خب خودت فکر کن!

پسرعمه: اگه خودم میتونستم فکر کنم که همون اول درست مینوشتم!

مجری: ینی تو با تقلب صفر میشی!؟

پسرعمه: امان از رفقای خنگ آقای مجری!

- پورتال آسمونی Asemooni.com

حمایت مالی از آسمونی
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه