«شمعدونی» کنایه است

«شمعدونی» کنایه است

گفت و گو با ویدا جوان بازیگر «شمعدونی» و «آسمان من»

 


ویدا جوان با سریال «زمانه » مطرح شد. در «پژمان» جنس دیگری از بازیگری اش را نشان داد و سال 94 با  سریال های «شمعدونی» و «آسمان من» دو ژانر متفاوت را تجربه کرد. با او درباره این دو سریال گفت و گو کرده ایم.

سریال شمعدونی

«شمعدونی» روزهای آخر پخش را سپری می کند و «آسمان من» دو هفته پیش تمام شد. این سریال با موضوع امنیت پرواز روی آنتن رفت و جوان در آن نقشی متفاوت داشت ولی به خاطر دیجیتالی بودن شبکه افق آن طور که باید دیده نشد.

*روزهای اول كه «شمعدونی» روی آنتن رفت خیلی ها یك نوع سردرگرمی داشتند كه اصلا حرف و بحث این سریال چیست. در ادامه یك عده همراه آن شدند و یك عده نپسندیدند. قاعدتا به عنوان بازیگر دربرابر فیلمنامه پرسش هایی از این دست برای تان پیش آمده. زمانی كه متن سریال را خواندید چه تصوری از آن داشتید؟ 
من برای بستن قرارداد ، چهار قسمت اول فیلمنامه را دریافت كردم . چهار قسمت اول سریال را كه خواندم به نظرم جذاب آمد و  شخصیت پردازی درستی داشت . بعد از كلید خوردن دیگر فیلمنامه منسجمی نداشتیم؛ فكر می كنم  از قسمت15 به بعد بود . بعد از آن هر وقت می خواستیم جلوی دوربین برویم یك سكانس به ما داده می شد . یك سیناپس كلی از كار می دانستم و بر اساس اتفاق هایی كه می افتاد و سكانس هایی كه ضبط می شد قسمت های بعد نوشته می شد. سریال برای من هم نسبتا جدید بود؛ طنز سریال كمدی گروتسك است كه با كنایه زدن و نشان دادن تلخی ها ایجاد خنده می كند. برای همین شاید  بعضی ها بگویند مگر چنین چیزی می شود.

سریال شمعدونی

*این مدل كارها طوری است كه باید یك پروسه طی شود تا بازیگر بداند كجای كار است.
من راجع به نقش خودم خیلی از آقای صحت می پرسیدم چرا سارا پزشكی است كه نمی تواند تشخیص دهد مگر می شود؟ آقای صحت خیلی اهل تحقیق و مطالعه هستند و می دانم در كتابخانه ملی با تعداد زیادی پزشكان عمومی كه قرار بود كنكور تخصصی بدهند معاشرت داشتند و از آن ها سوال می كردند. حتی تعدادی شان را سر صحنه می آوردند و من با آن ها صحبت می كردم و می دیدم واقعیت دارد كه ممكن است پزشك عمومی تشخیص اشتباه بدهد. بارها برای خود من پیش آمده كه بیماری ام را نتوانسته اند تشخیص دهند. وقتی بی تجربه اند و اعتماد به نفس ندارند ( كه سارای شمعدونی این طوری است) ممكن است تشخیص اشتباه دهند. بویژه این كه خانواده روی او یك نفوذی دارند كه بیش تر تحت تاثیر قرارش می دهند و اعتماد به نفس را از او می گیرند. این اتفاقات عجیب نبود ولی من می خواستم بدانم چرا؟ سارا كم هوش است؟ به زور خانواده رفته پزشكی خوانده؟ به این رشته علاقه ندارد؟ كه در ادامه فهمیدم اعتماد به نفس ندارد و وقتی هول می شود كلا قاطی می كند.
*اغراق در شخصیت و رفتار سارا كمتر از بقیه است و اتفاقا ما به ازایش در جامعه بیشتر دیده می شود. درست بر عكس برادر و پدرش. اگر سارا هم می خواست غلو شده باشد توازن «شمعدونی» به هم می ریخت. این اندازه در فیلمنامه بود یا در اجرا شكل گرفت؟   
ما تمرین خاصی نداشتیم این قدر همه چیز بسرعت انجام می شد و فشار كار زیاد بود كه سكانس به دست جلوی دوربین می رفیتم. از آن جا كه یك سری نقش داشتیم كه تیپ بودند فكر می كردم برای تعادل سریال لازم است یك شخصیت واقعی هم وجود داشته باشد. در تحلیل خودم فكر می كردم دایی سارا ، آدم آرامی است پدر و خاله اش اگزجره. مادرش آدم نرمالی است و برادرش اگزجره ؛ پس این دختر می تواند نرمال و رئال تر  باشد . خود من هم ترجیح می دهم  در این جور كارها كاراكتر ملموس باشد . فكر می كنم بیننده ارتباط بهتری با او برقرار می كند. چون بار كمدی روی دوش سارا نیست اصولا كسی را نمی خنداند به این خاطر هم فكر می كردم به سمت تیپ و اگزجره نباید برود.

سریال پژمان

*در سریال قبلی (پژمان) نقش دختری سر به هوا را بازی می كردید كه فانتزی رفتارش خیلی بالا بود و شرایط نامزدش را درك نمی كرد و توقعات زیادی داشت. برداشت من این است كه در همكاری دوباره با سروش صحت نخواستید همان فانتزی تكرار شود . این تحلیل درست است؟
برداشت شما صد در صد درست است. روزی كه آقای صحت درباره هدیه سریال «پژمان» با من صحبت كرد یك جمله گفت : «نامزد یك فوتبالیست كه فقط به خاطر پول و شهرت با او نامزد كرده» این برای من یك دسته از خانم های مادی گرای اجتماع را در ذهنم ساخت كه متاسفانه روز به روز هم تعدادشان دارد زیاد می شود. این باعث شد سراغ تیپ بروم تا فقط خصوصیات اخلاقی اصلی اش یعنی رفتار زننده او دیده شود. ضمن این كه شخصت و رفتار پژمان این نامزد را می طلبید. در «شمعدونی» ماجرا فرق می كند. توی پرانتز بگویم اصلا دوست ندارم كلیشه شوم و بازیگر كمدی باقی بمانم برای همین سعی كردم تفاوت عمیقی ایجاد كنم. البته این اوخر از بعضی ها می شنوم كه فرقی نكرده و همان است كه در «پژمان» دیدیم.

شخصا معتقدم هنرمند یك قدم جلوتر از مردم خودش حركت می كند. معتقدم هنرمند سلیقه و افكار مردم را می سازد؛ بنابراین همیشه كار هنرمندها سخت است. هر هنرمندی بخواهد كار جدیدی ارائه كند ممكن است مورد تهاجم قرار بگیرد. ما می دانیم كمدی انواع مختلف دارد كه «شمعدونی» نوع ابزورد آن است .


*رفتن سراغ سریالی مثل «شمعدونی» هم برای كارگردان و هم بازیگرانش نوعی ریسك محسوب می شود. این مدل كمدی در تلویزیون زیاد نداشته ایم و طول می كشد تا بیننده با آن ارتباط برقرار كند. كما این كه همچنان از سوی برخی مورد هجمه است.
شخصا معتقدم هنرمند یك قدم جلوتر از مردم خودش حركت می كند. معتقدم هنرمند سلیقه و افكار مردم را می سازد؛ بنابراین همیشه كار هنرمندها سخت است. هر هنرمندی بخواهد كار جدیدی ارائه كند ممكن است مورد تهاجم قرار بگیرد. ما می دانیم كمدی انواع مختلف دارد كه «شمعدونی» نوع ابزورد آن است . توی لوپ افتادن یك سری مسائل از نظر من ابزود است. این كار یك سریال گروتسك – ابزود است كه با نشان دادن ضعف ها و ایرادها و انداختن لوپ برای تكرار شدن و یادآوری مكرر آن ها هدفی دارد و آخر سریال معلوم می شود. كمدی ابزورد و گروتسك در ایران  بیشتر در تئاتر  متدوال است و مردم خیلی با آن آشنایی ندارند. مردم بیشتر طنز را با دیالوگ و حركات خنده دار می شناسند در صورتی كه من خودم با این نوع طنز كه كاستی ها را به شكل زننده نشان می دهد موافق تر هستم.

سریال شمعدونی

*اشاره كردید دوست ندارید بازیگر كمدی بمانید. مگر بازیگر كمدی بودن بد است؟
نه اصلا. هر كس باید طبق سلیقه و علاقه اش عمل كند. كار كمدی از من انرژی مضاعف می گیرد. ضمن این كه بازیگر وقتی نقشی را می پذیرد برای آن یك برون ریزی انجام می دهد. من فكر می كنم اگر آدم همه اش در یك قالب بازی كند یك سری حس ها بیرون ریخته نمی شود و این به شخص من صدمه می زند و از تعادل خارج می كند. فكر می كنم برای بازیگری ام لازم است نقش های متعدد را در ژانرهای مختلف تجربه كنم و ‌ابعاد مختلف را در هنر بازیگری ام پرورش و رشد بدهم.
* این تصوری كه درباره بازیگری دارید هم پیشنهادها را محدود می كند و هم انتخاب را سخت. این قدر پیشنهاد هست كه در ژانر خاصی محدود نشوید؟
آینده كه قابل پیش بینی نیست؛ برنامه ریزی ام این است كه انرژی را روی مطالعه ،‌ تمرین تئاتر و رشد شخصی خودم بگذارم. برای همین در پنج ماه گذشته بیشتر فیلم دیده ام ،‌بیشتر مطالعه كرده ام و بیشتر در ورك شاپ های های تئاتر شركت می كنم . خیلی برایم مهم است كه نقش بعدی كه انتخاب كنم چیست. شاید تنوع نقش ها باعث شود به آن جایگاهی كه باید ، دیرتر برسم ولی ذهن و درونم ارضا می شود. چون هدف مشخصی دارم و مطمئنا همه اش شهرت نیست .

سریال آسمان من

*برخی قسمت های سریال «آسمان من» همزمان با «شمعدونی» از افق پخش می شد ولی چون این شبكه دیجیتال است دیده نشد . شاید اگر دیده می شد كارنامه بازیگری تان خیلی بهتر فرصت قضاوت پیدا می كرد.
امیدوارم «آسمان من» بزودی از شبكه های سراسری پخش شود چون خیلی برای این سریال زحمت كشیده شده . وقتی آقای آهنج دعوت كردند ، همزمان پیشنهادهای دیگری هم داشتم اما با كمال میل«آسمان من»   پذیرفتم. شخصیت حدیث عزیزی كاملا جدید بود؛ یك مامور امنیت پرواز و دختر یك سردار شهید كه می خوهد راه پدرش را بدون استفاده از این نام و با تكیه بر توانایی خودش طی كند. به خاطر همین از یك قسمت فامیلی اش استفاده می كند كه كسی او را نشناسد . شخصیت محكمی داشت و در مجموع در میان نقش هایی كه بازی كرده ام كاراكتر متفاوتی بود.


 

مصاحبه: احمد رنجبر
بخش سینما و تلویزیون تبیان
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه